شباهت امام زمان(عج) به پیامبران (قسمت ششم)

شباهت به دانیال

  دانیال‏علیه السلام از بنى اسرائیل مدتى غایب بود، و در چاهى بزرگ او را با شیرى درنده زندانى كرده بودند تا آن شیر او را طعمه خود سازد، پس خداوند تعالى او را حفظ كرد و به یكى از پیغمبران بنى اسرائیل دستور داد كه غذا و آبش را ببرد، و گرفتارى پیروان و شیعیانش شدید شد. قائم‏علیه السلام از نظر ما غایب مانده و با غیبتش گرفتارى ما بسیار شده و چنان‏كه قبلاً آوردیم، دشمنان آن حضرت قصد كشتنش را داشتند ولى خداوند او را حفظ و حراست فرمود.

شباهت به داوود

  داوودعلیه السلام را، خداوند - عزّوجلّ - در زمین خلیفه ساخت و فرمود: یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِیفَةً فِی الأَرْضِ؛ (سوره ص، آیه 17) اى داوود ما تو را در زمین خلافت دادیم. قائم‏علیه السلام را نیز، خداوند خلیفه خود در زمین نمود و فرمود: أَمَّنْ یُجِیبُ المُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُكُمْ خُلَف‏آءَ الأَرْضِ؛ (سوره نمل، آیه 62) آیا چه كسى (جز خداوند ) دعاى مضطرّ را به اجابت مى‏رساند، و گرفتارى را برطرف مى‏سازد، و شما را خلفاى زمین قرار مى‏دهد. و در دعایى از حضرت امام رضاعلیه السلام چنین آمده است: اِدْفِعْ عَنْ وَلِیِّكَ وَخَلِیفَتِكَ.... (البلد الأمین: 81)
داوودعلیه السلام؛ خداوند آهن را برایش نرم كرد كه در قرآن آمده: (وَأَلَنَّا لَهُ ا لحَدِیدَ) (سوره سبأ، آیه 10) آهن را برایش نرم ساختیم. قائم‏علیه السلام نیز، خداوند آهن را برایش نرم كرده است، چنان‏كه در بعضى از كتاب‏ها از محمد بن زید كوفى از امام صادق‏علیه السلام مروى است كه فرمود: مردى از عمان به خدمت حضرت صاحب الزمان‏علیه السلام مى‏آید و عرض مى‏كند: آهن براى داوود نرم شد اگر تو هم مانند او (معجزه) بیاورى تصدیقت مى‏كنیم. پس آن حضرت معجزه داوود را به او نشان مى‏دهد، ولى آن شخص منكر مى‏شود، پس قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف - عمود آهنینى به گردن او مى‏اندازد كه هلاك مى‏شود و مى‏فرماید: این سزاى كسى است كه آیات خدا را دروغ انگارد
داوودعلیه السلام؛ سنگ با او سخن گفت و صدا زد: اى داوود! مرا بگیر و جالوت را با من به قتل برسان. قائم‏علیه السلام نیز، علم و شمشیرش او را صدا مى‏كنند و مى‏گویند: اى ولىّ خدا! خروج كن و دشمنان خدا را به قتل برسان
تمام این روایات را شیخ صدوق در كتاب كمال الدین و تمام النعمة آورده است، و نیز در روایت آمده كه: سنگ در زمان ظهور آن حضرت هنگامى كه كافرى زیر آن پنهان مى‏شود، مؤمن را صدا مى‏زند و مى‏گوید: اى مؤمن! زیر من كافرى هست او را بكش، پس مؤمن مى‏آید و آن كافر را مى‏كشد
داوودعلیه السلام؛ جالوت را كشت. قائم‏علیه السلام، دجّال را - كه از جالوت بدتر است - مى‏كشد. داوودعلیه السلام؛ به الهام در میان مردم حكم مى‏كرد. قائم‏علیه السلام، - چنان‏كه در حرف ح در حكم آن حضرت گذشت - به حكم داوود قضاوت خواهد كرد و از بیّنه و شاهد نمى‏پرسد، و نیازى به آن ندارد
داوودعلیه السلام؛ نوشته‏اى از آسمان بر او نازل شد كه مهرى از طلا بر آن بود، در آن نوشته سیزده مسأله بود كه خداوند متعال به داوود وحى كرد: این‏ها را از پسرت سلیمان بپرس، اگر آن‏ها را پاسخ داد او خلیفه بعد از تو است. پس داوود هفتاد كشیش و هفتاد حبر را فراخواند و آن‏ها را نشاند، سلیمان را نیز در حضور آن‏ها نشاند و گفت: اى پسرم! به من بگو نزدیك‏ترین اشیاء كدام است؟ و دورترین اشیاء كدام است؟ و مأنوس‏ترین اشیاء چیست؟ و موحش‏ترین اشیاء كدام؟ و زیباترین اشیاء چیست؟ و زشت‏ترین اشیاء كدام است؟ و كم‏ترین اشیاء چیست؟ و بیشترین اشیاء كدام؟ و دو برپاى مانده و قائم چیست؟ و دو مختلف چیست؟ و دو متباغض و كینه‏توز كدام است؟ و آن چیست كه هرگاه مرد بر آن نشیند آخرش پسندیده است؟ و آن چیست كه هرگاه مرد بر آن نشیند آخرش مذموم است؟
سلیمان گفت: نزدیك‏ترین اشیاء آخرت، دورترین اشیاء هر چیزى كه از امور دنیا از دست برود، مأنوس‏ترین اشیاء بدنى است كه در آن روحى ناطق باشد، موحش‏ترین اشیاء جسد بدون روح است، بهترین اشیاء ایمان بعد از كفر است، زشت‏ترین اشیاء كفر بعد از ایمان است، كم‏ترین اشیاء یقین و بیشترین اشیاء شك است، آن دو برپاى مانده آسمان و زمین است، دو مختلف شب و روز است، و دو متباغض مرگ و زندگى است، آنچه هرگاه مرد بر آن سوار شود عاقبتش نیك و پسندیده است حلم و بردبارى بر غضب است، آنچه هرگاه انسان بر آن نشیند عاقبتش مذموم است تندى و غضب است. (راوى گوید:)چون مهر از نوشته برداشت تمام این پاسخ‏ها مطابق درآمد. پس كشیش‏ها و احبار پرسیدند: آن چیست كه اگر صالح شود همه چیز انسان صالح مى‏شود و اگر فاسد شود همه چیز انسان فاسد مى‏گردد؟ فرمود: دل. پس به خلافتش رضا دادند
قائم‏علیه السلام، نیز نوشته‏اى با مهر طلایى به همراه دارد، كه در كمال الدین از امام صادق‏علیه السلام روایت شده كه فرمود: گویى قائم‏علیه السلام را بر منبر كوفه مى‏نگرم كه یارانش سیصد و سیزده تن - به عدد اصحاب بدر - پیرامونش هستند، و آن‏هایند صاحبان پرچم‏ها و آن‏هایند حكمروایان الهى در زمینش بر خلایقش، تا این‏كه از قباى خود نوشته‏اى بیرون آورد كه با مهرى زرین ممهور باشد، پیمانى از رسول خداصلى الله علیه وآله، پس مانند گوسفندان بى‏زبان از دور و برش پراكنده مى‏شوند و كسى از آن‏ها باقى نماند مگر وزیر و یازده نقیب - چنان‏كه با موسى بن عمران‏علیهما السلام باقى ماندند - پس در زمین مى‏گردند، ولى راهى جز او نمى‏یابند، پس به خدمتش باز مى‏گردند. (كمال الدین: 672/2)

 

شباهت به ذوالقرنین

  ذوالقرنین پیغمبر نبود ولى مردم را به سوى خدا دعوت كرد و به تقوى و خداترسى مى‏خواند. قائم‏علیه السلام نیز پیغمبر نیست، زیرا كه بعد از پیغمبر ما حضرت محمد مصطفى‏صلى الله علیه وآله دیگر پیغمبرى نیست، ولى آن حضرت نیز به سوى خداى تعالى و تقوى و پرهیزكارى دعوت مى‏كند
ذوالقرنین بر مردم حجّت بود. در حدیث است كه نامش عیاش و در حدیث دیگر است كه نامش عیاشا بوده، و مجلسى‏رحمه الله گفته: از اخبار برمى‏آید كه این غیر از اسكندر است و او در زمان ابراهیم و اولین پادشاهان بعد از نوح بوده است.
قائم‏علیه السلام نیز بر همه اهل عالم حجّت است
ذوالقرنین؛ خداوند او را به آسمان دنیا بالا برد و از زمین براى او پرده‏بردارى شد، همه جاى زمین - از كوهساران و دشت‏ها و دره‏ها - و از مشرق تا مغرب همه را مشاهده كرد و خداوند به او از هر چیزى علمى عنایت فرمود كه با آن، حقّ و باطل را بشناسد، و در دو شاخ او قطعه ابرى قرار داد كه در آن تاریكى‏ها و رعد و برق بود تا تأیید شود، سپس به زمین فرستاده شد و به او وحى شد كه در دو ناحیه غرب و شرق زمین سیر كن. این را علامه مجلسى در مجلّد پنجم بحار (بحار الانوار: 198/12) ضمن حدیثى طولانى از امیرالمؤمنین‏علیه السلام آورده است. قائم‏علیه السلام نیز، خداوند تعالى او را به بالاتر از آسمان اوّل برد، سپس به زمین بازگردانده شد چنان‏كه گذشت.
ذوالقرنین از قومش غیبتى طولانى داشت. قائم‏علیه السلام نیز غیبتش طولانى است، و در حدیث احمد بن اسحاق از امام عسكرى‏علیه السلام آمده كه احمد گفت: چه سنّتى از خضر و ذوالقرنین در او جارى است؟ فرمود: طول غیبت اى احمد...!
ذوالقرنین؛ بنابر آنچه در قرآن كریم آمده به خاور و باختر زمین رسید. قائم‏علیه السلام نیز، همین‏طور خواهد بود. در كتاب كمال الدین به سند خود از جابر انصارى روایت كرده كه گفت: شنیدم رسول خداصلى الله علیه وآله مى‏فرمود: ذوالقرنین بنده صالحى بود كه خداوند او را بر بندگان حجّت قرار داده بود، پس قوم خود را به سوى خدا و تقوى فراخواند، آن‏ها بر او شاخ زدند كه از نظرشان مدّتى غایب شد تا این‏كه درباره‏اش گفتند: هلاك شد یا در كدام بیابان رفت؟ سپس ظاهر شد و به سوى قومش بازگشت، ولى آن‏ها بر شاخ دیگرش زدند، و در میان شما (امّت مسلمان)نیز كسى هست كه بر سنّت و روش او است، و به درستى كه خداوند عزّوجلّ ذوالقرنین را در زمین مكنت داد و براى او از هر چیزى سببى عنایت فرمود تا به شرق و غرب زمین رسید. خداوند - تبارك و تعالى - سنّت او را در قائم از فرزندانم نیز جارى خواهد ساخت، تا به شرق و غرب زمین دست یابد، تا جایى كه هیچ آبگاه و جایگاهى از آن - هموار و ناهموار، كوه و دشت - باقى نماند مگر این‏كه زیر پاهاى او قرار دهد، و خداوند عزّوجلّ گنجینه‏هاى زمین و معادن آن را برایش آشكار مى‏سازد، و او را به وسیله رعب یارى مى‏كند، و زمین را به او پر از عدل و قسط مى‏نماید چنان‏كه از ظلم و جور پر شده باشد. (كمال الدین: 394/2)
ذوالقرنین؛ مابین مشرق و مغرب را گرفت و تصرف كرد. قائم‏علیه السلام نیز، مشرق و مغرب زمین را به تصرف درخواهد آورد
ذوالقرنین پیغمبر نبود ولى به او وحى شد چنان‏كه در حدیث آمده -. قائم‏علیه السلام همچنین پیغمبر نیست ولى - چنان‏كه در حدیثى نقل شده به او وحى مى‏شود
ذوالقرنین بر ابر سوار شد. قائم‏علیه السلام نیز، بر ابر مى‏نشیند. دلیل بر آن روایتى است كه مرحوم مجلسى در بحار از بصائر و اختصاص نقل كرده كه به سند خود از عبد الرحیم از حضرت ابوجعفر باقرعلیه السلام آورده‏اند كه فرمود: ذوالقرنین میان دو ابر مخیّر شد، ولى او ابرِ رام را انتخاب كرد، و ابرِ سخت براى صاحب شما ذخیره گردید. راوى گوید: عرض كردم: سخت كدام است؟ فرمود: هر آن ابرى كه در آن رعد و صاعقه و یا برق باشد، صاحب شما بر آن سوار مى‏شود، بارى، او سوار ابر مى‏شود و به سبب‏ها مى‏رسد، سبب‏هاى آسمان‏هاى هفتگانه و زمین‏هاى هفتگانه، پنج معمور و دو بخش ویران. (بحار الانوار: 182/12)؛ الاختصاص: 194. و در بصائر الدرجات به سند خود از سوره از امام باقرعلیه السلام مثل همین روایت را آورده است. (بصائر الدرجات: 308)
و به سند آن دو (بصائر و اختصاص) از حضرت ابوعبد اللَّه صادق‏علیه السلام روایت است كه فرمود: خداوند به ذوالقرنین اختیار داد كه از دو ابر رام و سخت یكى انتخاب كند، او رام را برگزید، و آن ابرى است كه برق و رعدى در آن نیست، و اگر سخت را اختیار مى‏كرد، برایش میسّر نمى‏شد، زیرا كه خداوند آن را براى قائم‏علیه السلام ذخیره فرموده است. (بحار الانوار: 183/12)

 

 

شباهت به زكریّا

زكریّاعلیه السلام؛ فرشتگان او را ندا كردند در حالى كه به نماز ایستاده بود. قائم‏علیه السلام نیز، - چنان‏كه گذشت - خداوند او را مورد خطاب قرار داد و همچنین فرشتگان در هر شب قدر او را ندا مى‏كنند، و جبرئیل هم هنگامى كه با آن حضرت بیعت مى‏كند، دست بر دست آن حضرت مى‏نهد و مى‏گوید: بیعت براى خدا. این خبر را راوندى در خرایج از حضرت ابوجعفر باقرعلیه السلام آورده است. و در حدیث مفصّل كه در بحار از امام صادق‏علیه السلام روایت شده آمده است: جبرئیل به آن حضرت عرض مى‏كند: اى سرور من! فرمانت پذیرفته و دستورت اجرا مى‏شود
زكریّاعلیه السلام؛ در مصیبت حضرت ابى عبد الله الحسین‏علیه السلام سه روز گریه كرد، چنان‏كه در خبر احمد بن اسحاق در بخش دوم گذشت. قائم‏علیه السلام نیز، تمام عمر و در همه زمانش بر آن حضرت مى‏گرید، چنان‏كه در زیارت ناحیه آمده: (لَأَنْدُبَنَّكَ صَباحاً وَمَس‏آءً وَلَأَبْكِیَنَّ عَلَیْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً)؛ (بحار الانوار: 320/101) شب و روز بر تو ندبه مى‏كنم و به جاى اشك بر تو خون مى‏گریم

 شباهت به سلیمان

سلیمان‏علیه السلام؛ داوود او را جانشین و خلیفه خود قرار داد در حالى كه هنوز به سنّ بلوغ نرسیده بود، كه در حدیثى از امام نهم حضرت جوادعلیه السلام آمده كه فرمود: خداوند تبارك و تعالى به داوود وحى فرمود كه سلیمان را خلیفه خود سازد، در حالى كه كودك بود و چوپانى گوسفندان مى‏كرد. عبّاد و علماى بنى اسرائیل این مطلب را انكار كردند، پس خداوند تعالى وحى فرمود كه: عصاهاى آن افراد را بگیر و عصاى سلیمان را نیز بگیر و آن‏ها را در اتاقى بگذار و در آن اتاق را به مهر خودشان مهر كن، و چون فردا شود عصاى هر كس برگ برآورده و میوه داده بود او خلیفه است، پس داوود این مطلب را به آن‏ها خبر داد، گفتند: ما راضى و تسلیم شدیم. (كمال الدین: 156/1). قائم‏علیه السلام را خداوند - عزّوجلّ - خلیفه قرار داد و حال آن‏كه كودكى تقریباً پنج ساله بود، و در زمان حیات پدرش به سؤالات سعد بن عبد اللَّه قمى پاسخ گفت - چنان‏كه گذشت
سلیمان‏علیه السلام گفت: (هَبْ لِی مُلْكاً لا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی) (سوره ص، آیه 35) پروردگارا به من ملكى عنایت كن كه براى هیچ كس بعد از من شایسته نباشد. از نظر كیفیّت و چگونگى، چه این‏كه سلاطین جهان - همان‏طور كه متعارف است حكومتشان آمیخته به جور و فساد است، ولى سلیمان مى‏خواست حكومتش آن‏طور نباشد، و نیز سلطنت و حكومت پادشاهان و امراى زمین تنها بر انسان‏ها است ولى حكومت سیلمان بر جنّ و انس و پرندگان بود. خداوند - عزّوجلّ - مى‏فرماید: (وَحُشِرَ لِسُلَیْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الجِنِّ وَالإِنْسِ وَالطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُونَ) (سوره نمل، آیه 17) و لشكریان سلیمان از جنّ و انس و پرندگان برایش گرد آمدند. قائم‏علیه السلام؛ خداوند متعال مُلك و حكومتى به او عنایت خواهد فرمود كه براى احدى از اولین و آخرین - از نظر كمّیت و كیفیت - مانندش نبوده. امّا كمّیت: براى این‏كه آن حضرت مابین شرق و غرب را مى‏گیرد چنان‏كه در حدیث آمده. و امّا كیفیت: براى این‏كه محض عدالت و عدالت خالص است، و چون كه حكومتش تمام اهل آسمان‏ها و زمین‏ها را شامل مى‏گردد، چنان‏كه گذشت
سلیمان‏علیه السلام؛ خداوند باد را در تسخیر او قرار داده بود، خداى - عزّوجلّ - مى‏فرماید: (فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّیحَ تَجْرِی بِأَمْرِهِ رُخاءً حَیْثُ أَصابَ) (سوره ص، آیه 46) پس باد را به تسخیر او درآوردیم تا به نرمى هر كجا خواهد به فرمان او جریان یابد. قائم‏علیه السلام نیز، خداوند باد را در خدمتش قرار مى‏دهد، چنان‏كه در حدیثى كه در كمال الدین روایت شده امام صادق‏علیه السلام فرموده: پس خداوند تبارك و تعالى بادى برانگیزد كه در هر بیابان ندا كند: این مهدى است كه به قضاوت داوود و سلیمان‏علیهما السلام قضاوت مى‏كند و بیّنه نمى‏خواهد. (كمال الدین،671/2)
سلیمان‏علیه السلام؛ مدتى از قومش غایب شد، چنان‏كه رئیس المحدثین شیخ صدوق در كتاب كمال الدین ضمن حدیثى روایت كرده است. قائم‏علیه السلام، غیبتش طولانى‏تر از سلیمان است
سلیمان‏علیه السلام؛ آفتاب برایش بازگشت. قائم‏علیه السلام، آفتاب و ماه را مى‏خواند و آن‏ها او را پاسخ مى‏دهند
سلیمان‏علیه السلام حشمة اللَّه بوده، قائم‏علیه السلام نیز حشمةالله است

شباهت به شعیب پیغمبر

  شعیب‏علیه السلام قوم خود را به سوى خدا دعوت كرد تا این‏كه عمرش طولانى و استخوان‏هایش كوفته شد، سپس از نظرشان غایب گشت - تا آن‏جا كه خدا خواسته بود - و دوباره به صورت جوانى به آن‏ها بازگشت، این را فاضل مجلسى‏رحمه الله در مجلد پنجم بحار از امیر المؤمنین‏علیه السلام روایت كرده است. (بحار الانوار: 385/12)
قائم‏علیه السلام نیز با وجود طول عمر به صورت جوانى ظاهر مى‏شود كه كم‏تر از چهل سال دارد، در بحار از حضرت ابى عبد اللَّه صادق‏علیه السلام آمده كه: آن‏كه از چهل سال بیشتر داشته باشد، صاحب این امر نیست. (بحار الانوار: 319/52) و اخبار متعددى به همین مضمون رسیده است
شعیب‏علیه السلام؛ چنان‏كه در حدیث نبوى‏صلى الله علیه وآله آمده، از محبت خداوند آن‏قدر گریست كه دیدگانش از بین رفت، خداى - عزّوجلّ - چشمانش را بازگرداند. دوباره گریست تا آن‏كه نابینا شد، باز خداوند دیدگانش را بینا كرد باز هم گریست تا كور شد، بار دیگر خداوند بینایى را به او بازگرداند. (بحار الانوار: 380/12) قائم‏علیه السلام در زیارت ناحیه (خطاب به جدّش حسین‏علیه السلام )چنین گفته است: (وَلَأَبْكِیَنَّ عَلَیْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً؛ و به جاى اشك بر تو خون مى‏گریم)
شعیب‏علیه السلام در قوم خود گفت: بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ؛ (سوره هود، آیه 86) آنچه خداوند باقى گذارده برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید. قائم‏علیه السلام نیز، در كمال الدین آمده كه حضرت امام باقرعلیه السلام فرمود: هنگامى كه قائم‏علیه السلام خروج كند به كعبه تكیه مى‏زند، و سیصد و سیزده مرد نزدش حاضر مى‏شوند، پس اولین سخنى كه به زبان مى‏آورد این آیه است: (بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ) سپس مى‏گوید: من بقیة اللَّه در زمین و خلیفه خدا و حجّت او بر شما هستم. پس هیچ مسلمانى بر او سلام نمى‏كند، مگر این‏كه چنین مى‏گوید: (اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ) و چون شماره یارانش به یك عقد كه ده هزار نفر است رسید، خروج مى‏كند. پس در زمین هیچ معبودى جز خداوند - عزّوجلّ - باقى نمى‏ماند، بت‏ها و اصنام و غیر این‏ها نابود مى‏شود و آتش در آن‏ها مى‏افتد، و این امر پس از غیبتى طولانى خواهد بود تا خداوند معلوم سازد چه كسى در غیبت ایمان مى‏آورد و اطاعت مى‏كند. (كمال الدین: 331/1)
شعیب‏علیه السلام؛ تكذیب كنندگانش به آتشى كه از ابرى كه در آن‏ها سایه افكنده بودبیرون آمد، سوختند، چنان‏كه خداوند - عزّوجلّ - مى‏فرماید: فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذابَ یَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كانَ عَذابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ؛ (سوره شعراء، آیه 189) پس او را تكذیب كردند و آن‏گاه عذاب روز سایبان ابر صاعقه‏خیز آنان را فرو گرفت كه همانا آن عذاب روز بزرگى بود. قائم‏علیه السلام نیز، تمام بت‏ها و معبودهاى غیر خدا در زمان ظهورش خواهد سوخت، چنان‏كه در حدیث گذشته دانستى.


--------------------------------------------------

منبع: مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 دی 1392    | توسط: مهدی ابراهیمی نژاد    | فهرست موضوعی: مطالب روز،     |
نظرات()