«قُلْ لا یَسْتَوِی الْخَبیثُ وَ الطَّیِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبیثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏» (مائده -100)
بگو ناپاك و پاك مساوی نیستند، اگر چه كثرت ناپاك‌ها تو را به شگفتی بیندازد، از (مخالفت) خدا بپرهیزید، ‌ای صاحبان خرد تا رستگار شوید.
«وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوكَ عَنْ سَبیلِ اللَّه‏»‏ (انعام ـ116)
اگر از اكثر مردم روی زمین اطاعت كنی تو را از راه خدا منحرف و گمراه می‏سازند.
«وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا یَشْكُرُونَ‏» (بقره-243)
ولی اكثر مردم شكر گزار نیستند.
«وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُون‏» (اعراف-187)
ولی اكثر مردم نمی‏دانند.
«وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا یُؤْمِنُون‏‏» (هود/17)
ولی اكثرمردم ایمان نمی‏آورند.
«وَ ما أَكْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنین‏‏» (یوسف – 103)
اكثر مردم هر چند تلاش كنی ایمان نمی‏آورند.
«فَأَبى‏ أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورا» (اسراء/89)
اكثر مردم جز كفران و انكار حق كاری ندارند.

در بسیاری از آیات قرآن ‏اكثریت مورد مذمت و نكوهش قرار گرفته‏اند. در حالی كه می‏دانیم در دنیای امروز، معیار قضاوت و سنجش خوب و بد اكثریت جامعه‏ها محسوب می‏شود.
گاهی بعضی از مردم تحت تأثیر انبوه جمعیت و تمایلات اكثریت قرار گرفته و تصور می‏كنند اگر اكثریت به هر مطلبی تمایل پیدا كرد، این نشانه قطعی و بدون چون و چرای درستی آن مطلب است، در حالی كه چنین نیست و مواردی كه اكثریت اجتماعات گرفتار اشتباهات روشن شده‏اند بسیار زیاد است، در واقع آنچه برای شناسائی خوب از بد لازم است اكثریت كیفی است نه اكثریت كمی، یعنی افكار قوی‌تر و والاتر و عالی‌تر و اندیشه‏های تواناتر و پاك‌تر لازم است نه كثرت نفرات طرفدار.
این مسأله شاید با مذاق بعضی از مردم امروز سازگار نباشد كه بر اثر تلقینات و تبلیغاتی كوشش شده، همیشه تمایلات اكثریت را به عنوان یك مقیاس سنجش نیك از بد به خورد آنها بدهند، تا آنجا كه باور كرده‏اند، حق یعنی چیزی كه اكثریت بپسندد، و خوب چیزی است كه اكثریت به آن مایل باشد در حالی كه چنین نیست. و بسیاری از گرفتاری‌های مردم دنیا بر اثر همین طرز تفكر است.
در بعضی از آیات قرآن راه و رسم اكثریت مؤمنان به عنوان یك معیار مورد توجه قرار گرفته است.
«وَ مَنْ یُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبیلِ الْمُؤْمِنینَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصیراً» (نساء/115)
هر كس از در مخالفت با پیامبر درآید و از طریقی جز طریق مؤمنان پیروی كند او را به همان راه كه می‏رود می‌‏بریم و به دوزخ می‌‏فرستیم و بد جایگاهی دارد.
در روایات اسلامی در بحث روایات متعارض می‏بینیم كه یكی از معیارهای ترجیح همان شهرت در میا ن اصحاب و یاران و پیروان ائمه‌ی هدی است.
چنانكه امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: هنگامی كه دو نفر قاضی اختلاف نظر پیدا كنند و سرچشمه آن اختلاف روایات باشد، باید نگاه كرد و دید كدام یك از آن دو روایت مورد قبول نزد اصحاب تو است؟ باید آن را گرفت و روایت غیر مشهور را رها كرد چرا كه روایت مشهور شكی در آن نیست.
و در نهج البلاغه می‏خوانیم:
همیشه همراه جمعیت‌های بزرگ باشید كه دست خدا با جماعت است، و از پراكندگی بپرهیزید كه انسان تك و تنها بهره شیطان است چونانكه گوسفند تنها طعمه گرگ! آنچه را كه پیوند جمعیت با آن گره خورده است رها نكنید.
و به این ترتیب ممكن است برای بعضی میان این دو گروه از آیات و روایات تضادی تصور شود.
از سوی دیگر ممكن است این فكر پیدا شود كه اسلام نمی‏تواند با حكومت دموكراسی كنار بیاید، چرا كه پایه دموكراسی بر آراء اكثریت مردم است كه قرآن شدیداً آنرا مورد نكوهش قرار داده است.
ولی با كمی دقت در همان آیات و روایاتی كه آوردیم و مقایسه آنها با یكدیگر منظور و مفهوم واقعی آن‌ها روشن می‏گردد.
جان كلام اینجا است كه اگر اكثریت، مؤمن و آگاه و در مسیر حق باشند، نظرات آنها محترم و غالباً مطابق واقع است و باید از آن پیروی كرد.
ولی اگر اكثریت ناآگا ه و جاهل و بی‌خبر، یا آگاه اما تسلیم هوا و هوس باشند، نظرات آنها غالبا جنبه انحرافی دارد و پیروی از آن چنانكه قرآن می‏گوید انسان را به ضلا لت و گمراهی می‏كشد.
آری اگر اكثریت از رهبری صحیح و تعلیمات درستی بهره‏مند گردد و به اصطلاح یك اكثریت به تمام معنی رشید شود، آنگاه ممكن است تمایلات او مقیاسی برای سنجش خوب و بد باشد، نه اكثریت‌های رهبری نشده و غیر رشید، هیچ ضابطه‏ ای در یك جامعه مادی كه خالی از اشكال و ایراد باشد برای اتخاذ تصمیم‌ها و تصویب قوانین وجود ندارد، لذا بسیاری از دانشمندان با اعتراف به این حقیقت كه نظر اكثریت افراد اجتماع بسیاری از اوقات اشتباه آمیز است مجبور به پذیرش آن شده‏اند چون راه‌های دیگر عیبش بیشتر است.
روی این حساب برای بدست آمدن یك دموكراسی سالم باید نخست كوشش كرد كه توده‏‌های جامعه آگاه و مؤمن گردند سپس نظرات اكثریت را معیار برای پیشبرد اهداف اجتماعی قرار داد، وگرنه دموكراسی بر اساس نظرات اكثریت گمراه، جامعه را به جهنم می‏فرستد.
ذكر این مسأله نیز ضروری است كه به اعتقاد ما حتی اكثریت آگاه و رشید و با ایمان در صورتی نظراتشان محترم است كه بر خلاف فرمان الهی و كتاب و سنت نبوده باشد، خردمندان حق گرا هستند نه پیرو اكثریت یا اقلیت.
گفتنی است كه بخشی از الزامات جوامع امروز در زمینه پناه بردن به آراء اكثریت از اینجا ناشی می‏شود كه آنها معیار دیگری در دست ندارندكه روی آن تكیه كنند.
برای كتب آسمانی و برنامه‏های انبیاء حسابی باز نكرده‏‌اند. تنها چیزی كه برای آنها باقی مانده توده‏های مردم است، و قدرت‏ آگاهی بخشی به این توده‏ها را ندارند.
به علاوه بسیار می‏شود كه ناآگاهی توده‏ها برای آنها به صرفه مقرون‌تر است و به آسانی و از طریق تبلیغات می‏توانند آنها را به دنبال خود بكشند، لذا اكثریت كمی را معیار قرار داده تا سر و صداها خاموش گردد.
اما یك جامعه مؤمن به رسالت انبیاء هیچگونه اجباری درخود از پیروی نظر اكثریت درتصویب قوانین نمی‏بیند، زیرا برنامه‏ها و قوانین انبیاء راستین خالی از هرگونه عیب و نقص و اشتباه است، و با آنچه اكثریت جایزالخطا تصویب می‏‌كند قابل مقایسه نیست.
و اگر درست در حال جوامع امروز و قوا نین و نظامات حاكم بر آنها بیاندیشیم خواهیم دید كه بسیاری از بدبختی‌هایی كه دامنگیرشان شده به خاطر رسمیت دادن به نظرات اكثریت ناآگاه است و چه مظالم و بیدادگری‌هایی كه اكثریت غیر مؤمن بر آن صحه نگذارده است؟ !
یك نگاه در چهره جهان كنونی و حكومت‌هایی كه بر اساس اكثریت‌ها بنا شده و قوانین نادرست و آمیخته با هوس‌ها كه گاهی از طرف اكثریت‌ها به تصویب می‏رسد نشان می‏دهد كه اكثریت عددی دردی را دوا نكرده است بسیاری از جنگها را اكثریت‌ها تصویب كرده‏اند و بسیاری از مفاسد را آنها خواسته‏اند.
استعمارها و استثمارها، جنگها و خونریزی‌ها آزاد شناختن مشروبات الكلی، قمار، سقط جنین، فحشاء و حتی پاره‏ای از اعمال شنیع كه ذكر آن شرم‏آور است از طرف اكثریت نمایندگان بسیاری از كشورهای به اصطلاح پیشرفته كه منعكس كننده نظریه اكثریت توده مردم آنها است، گواه بر این حقیقت می‏باشد.
چه قوانین زشت و كثیفی كه حتی ذكر آنها شرم آور است، با نظر اكثریت تصویب نشده؟ !  و چه آتش‌هایی كه با نظریه ا كثریت ناآگاه بر افروخته نگشته؟!
شعارمردم، اكثریت، دموكراسی اگرصادقانه هم باشد، بدون شعور قرآنی نمی‌تواند ضامن سعادت دنیا وآخرت فرد و جامعه گردد. اداره و مدیریت و حكومت در جامعه اسلامی بر سه پایه و ملا ك، اسلام و مردم و رهبری استوار است.
سیاست گذاری‌ها، تصمیمات، اداره و مدیریت نظامات مختلف اجتماعی می‌بایست با هر سه ملاك انجام شود. جدایی آنها و ملاك بودن یكی یا بعضی از آنها گمراهی ‌ا‌ست.

منبع: کتاب قرآن و عصر ما (سعید اسلامی)

نوشته شده در تاریخ شنبه 12 مرداد 1392    | توسط: مهدی ابراهیمی نژاد    | فهرست موضوعی: مطالب روز،     |
نظرات()