اسماء، القاب و کنیه ها (قسمت سوم)

باسط

 درهدایه و مناقب، از القاب حضرت مهدى (ع) شمرده شده است.

به معنى فراخ كننده وگسترنده است وفیض آن حضرت چنان كه خود فرمودند مانند آفتاب به همه جا رسیده وهر موجودى از آن بهره ور است ودر ایام حضور وظهور، عدلش چنان منبسط وعام شود كه گرگ وگوسفند با هم محشور شوند. (1)  

 1. نجم الثاقب، باب دوم.

 

بقیة الانبیاء 

از القاب حضرت مهدى(ع) است.

روایت شده از حكیمه خاتون كه مى فرماید: وقتى امام مهدى(ع) به دنیا آمد، آن جناب را به نزد برادرم حسن بن على (ع) آوردم، پس با دست شریف، روى پرنور او را مسح كرد و فرمود: سخن بگو اى حجة الله و بقیة الانبیاء ونور الاصفیاء...... (1)  

 1. نجم الثاقب باب دوم

 

بلد الامین

  یعنى قلعه محكم خداوندكه كسى را به وى تسلطى نیست.

میرزا محمدرضا مدرس در جنات الخلود آن را از القاب حضرت مهدى (ع) شمرده است. (1)

  1. نجم الثاقب باب دوم.

 

باب الله

  یكى از القاب حضرت مهدى (ع)"باب الله " است.

در زیارت آل یاسین می خوانیم: "السلام علیک یا یاب الله و دیان دینه.

امام صادق (ع) می فرمایند: "جانشینان پیامبر، همان ابواب خدایند، درهایى كه از طریق آنها می توان به حق رسید. اگر آنها نبودند، خداوند شاخته نمی شد". (1)

امام باقر(ع) نیز فرمود: "نحن حجة اله و باب الله(2) در دعاى ندبه هم نسبت به امام زمان (ع) می خوانیم: "این باب الله الذی منه یوتی"؟ كجاست آن باب اللهى كه از طریق او می توان به خدا رسید .

باب الله یعنى چه؟ همان گونه كه باب ودر وسیله ارتباط است كه هركسى بخواهد به طور صحیح وارد خانه اى شود، باید از در وارد گردد، این خاندان هم باب هستند وهركسى می خواهد به خدا برسد و بهره اى ازكمالات ربانى ببرد، باید از طریق این خاندان قدم بردارد.

امروز در عالم هستى، خدا یك باب دارد و آن وجود مقدس حضرت ولى عصر(ع) است كه هر كس می خواهد به آن جا كه باید برسد، باید از این در وارد شود.

از آغاز عالم، همه انبیاى الهى واوصیاى گرامی آنها، باب الله بودند. در هر عصرى و زمانى خدا درى گشود وبابى براى هدایت و وصول خلق باز نمود تا این كه سرانجام، مقام باب اللهى به آن وجود مقدس رسید 0 هر چند، عصر غیبت است، امَا باب الله براى اهل الله مفتوح است . (3)

1. تفسیربرهان، ج 1 ص 19.

2. همان

3. نشریه موعود، شماره 17، ص84.  

 

بقیة الله

  یكى از القاب معروف حضرت مهدى(ع) است .

بقیة الله یعنى بقیه و بازمانده خلفاى خدا در زمین از انبیا واوصیا یاكسانى كه خدا به وسیله آن ها بندگانش را باقى مى دارد ومورد رحمت قرار مى دهد.

واما ارتباط واختصاص این لقب شریف به آن وجود مقدس هر چند از بعضى احادیث استفاده مى شود كه این لقب بر همه خاندان رسالت (ع) اطلاق مى شود وهمه آن ها بقیة الله هستند.

در زیارت جامعه به همه آن ذوات مقدس به این عنوان عرض سلام داریم: السلام على الأئمة الدعاة والقادة الهداة والسادة الولاة وأهل الذكر وأولى الأمر وبقیة الله وخیرته (1)

علاوه بر این جهت كلى، در قسمتى از روایات این لقب شریف به خصوص به بعضى از ائمه (ع) نسبت داده شده است وخود را به عنوان بقیة الله معرفى نموده اند.

از جمله وقتى حضرت باقر(ع) از مسافرت پر ماجراى شام- كه به الزام خلیفه مروانى صورت گرفته بود- مراجعت مى نمودند، نزدیك مدْین كه رسیدند مردم، به دنبال سم پاشى هاى دستگاه خلافت، دروازه ها را بسته مانع از ورود آن حضرت و همراهان به شهر شدند. حتى از فروختن آذوقه به آنان هم خوددارى نمودند.

امام(ع) بالاى كوهى كه مشرف به شهر بود رفته وبا صداى بلند فریاد برآوردند: اى اهل شهرى كه ساكنانش ستم پیشه اند من بقیة الله هستم. خداوند مى فرماید: بقیة الله براى شما بهتر است اگر مؤمن باشید (2)

همچنین نجمه مادرگرامى حضرت رضا(ع) گوید: چون فرزندم به دنیا آمد، پسر را در پارچه سفیدى پیچیده به دست پدر دادم. درگوش راستش اذان و درگوش چپش اقامه گفتند وكامش را با آب فرات برداشته به من برگرداند و فرمودند: بگیر او را. بدرستى كه او بقیة الله عزوجل است در زمین (3)

با همه آن چه آوردیم، در بسیارى از احادیث این لقب شریف به خصوص به حضرت صاحب الامر(ع) اطلاق شده و آن وجود مقدس خود را به این عنوان معرفى نموده وسایر بقیة الله ها حضرتش را به این نام نامیده اند. به حدى این لقب با آن سرور ارتباط نموده كه به صورت لقب اختصاصى حضرتش درآمده است به طورى كه تا بقیة الله گفته مى شود جز آن بقیة الله منتظر به نظر نمى آید.

شاید سر مطلب این باشدكه این بقیة الله، بقیة تمام بقیة الله هاست وپس از او دیگر بقیة اللهى نیست. هركدام از حجج الهیَه كه از آغاز عالم آمدند، گرچه بقیة الله بودند وخدا آن ها را براى هدایت خلق باقى وبجا گذارده بود، بعد از هر یك دیگرى مى آمد واگر بقیة اللهى از دنیا مى رفت، بقیة اللهى دیگر به جا مى ماند واین رشته باقى بود . ولى آن وجود مقدَس، بقیه اى است كه پس از او دیگر بقیه اى نیست آخرین بقیة الله است.

با آمدن او دیگر بقیه اى باقى نمانده است كه بیاید.

در حدیث مفصلى از امیرالمؤمنین(ع) كه متضمن سؤالات یكى از منكران نسبت به عده اى از آیات قرآن است این جمله یافت مى شودكه سائل پرسید: مى یابم كه قرآن می گوید: بقیة الله بهتر است براى شما. این بقیه چیست وكیست؟ (4)امیرالمؤمنین(ع) فرمود: آنان اولیاى خدا بقیةالله اند. مقصود مهدى (ع) است كه در هنگام پایان پذیرى این مهلت خواهد آمد و زمین را از عدل وداد پر می كند آنگونه كه از ظلم وجور مملوگشته است از آیات ونشانه هاى او غیبت است وپنهانى آنگاه كه طغیان گسترش گیرد و انتقام فرا رسد(5)

از حضرت صادق(ع) سؤال شد: آیا مى شود به قائم آَل محمد به عنوان امیرالمؤمنین سلام كرد ؟ فرمود: نه. این اسمى است كه خدا امیرالمؤمنین على(ع) را به آن نامیده وقبل وبعد از او جزكافر به این نام نامیده نشود.(6)

راوى حدیث عرضه داشت: فداى شما شوم پس به حضرتش چگونه باید سلام كرد؟ فرمود: بایدگفت: "السلام علیك یا بقیة الله " آنگاه آیه شریفه را تلاوت فرمود:، بقِیت اللهِ خَیر لکم إن کنتم مُؤمِنیِنَ، (7)

همچنین خود آن وجود مقدس در سنین طفولیت خود را به این لقب معرفى نموده است.

آنگاه كه جناب احمد بن اسحاق شرفیاب محضر امام یازدهم(ع) گردید واز حضرتش جویاى خلیفه وجانشین پس از آن حضرت شد، امام(ع) از جا برخاسته به اندرون رفتند وقتى بیرون آمدند، نور دیده شان، مهدى آل محمد(ع) كه در سن سه سالگى بود وچهره اش چون ماه تمام و بدركامل مى درخشید- بر دوش شریفشان بود. فرمودند: اى احمد بن اسحاق، اگر نه این بودكه در نزد خدا وحجج اوكرامتى دارى، این پسرم را به تو نشان نمى دادم.

... حدیث به این جا مى رسدكه جناب احمد عرضه داشت: آقاى من، آیا مى شود آیت وعلامتى مشاهده كنم كه دلم آرام گیرد وگواه امامت نور دیده تابان باشد تا این جمله را احمد بن اسحاق گفت، ناگهان حجت سه ساله پروردگار، لب به سخن باز نمود وبه زبان عربى فصیح فرمود: أنابقیة الله فی ارضه والمنتقم من اعدائه فلا تطلب اثرا بعد عین یا احمد بن اسحاق من بقیة الله هستم در زمین خدا وانتقام گیرنده از دشمنان او پس بعد از این كه به سرچشمه رسیدى نشانه مجو(8)

  ا. عیون ا خبارالرضا ج 2ص 273.

2. اصول كافی ج 1ص 471 - 472.

3. عیون اخبارالرضا، ج 1 ص 20.

4. بحا رالانوارج 93ص 106

5. همان ص119

6. اصول کافی ج 1 ص 411- 412

7. کمال الدین ص 384

8. نشریه موعود شماره 21ص 546. نجم الثاقب باب سوم

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 دی 1392    | توسط: مهدی ابراهیمی نژاد    | فهرست موضوعی: مطالب روز،     |
نظرات()