اسماء، القاب و کنیه ها (قسمت ششم)

خلیفة الله 

از القاب حضرت شمرده شده وبه معنى جانشین خداوند است.

در زیارت آل یاسین مى خوانیم: "السلام علیك یا خلیفة الله وناصر حقه.

پیامبر اسلام (ص) فرمود: خروج مى كند مهدى وبر سر او، ابرى است ودر آن منادى اى ندا مى كند این مهدى، خلیفةالله است او را پیروى كنید واژه خلیفه بر معانى متعددى آمده است، از جمله: به معناى كسى است كه دركارى به جاى دیگرى قرارگیرد ووظیفه او را انجام دهد به معناى امام راستین وپیشواى والایى است كه برتر از او نیست، 3. به معناى بزرگترین فرمانروا وپرشكوه ترین زمامدار است .

حضرت مهدى (ع) در فرازى از نخستین سخنرانى خود پس از ظهور مى فرماید: "انا بقیة الله وخلیفته "

به راستى حضرت مهدى (ع)، همان خلیفة باقى مانده اى است كه قرآن شریف نیز به اواشاره دارد كه: إنی جاعل فی الأرض خلیفة(1)

امام مهدى (ع) خلیفه خدا به مفهوم حقیقى وجامع كلمه است وهمه معانى واره خلیفه را داراست.

خداوند او را جانشین پیامبر(ص) قرار داده واو برگزیده خداست، نه منتخب مردم. خداوند او را به خلافت انتخاب نموده واز او خواسته است كه براى هدایت انسان ها به دین صحیح وسالم آسمانى واداره امور بلاد وعباد را صلاح بشریت وفراهم آوردن تمامى وسایل وامكانات نیكى ونیك بختى بشر، قیام كند وجهان را سرشار از امكانات و وسایل مادى و معنوى براى سعادت بشریت سازد.

  ا. سور ه بقره ، 30

 

دابة الارض

  ازالقاب حضرت مهدى (ع) شمرده شده وخروج آن از علائم آخر الزمان است.

امیر المومنین(ع) فرمود:آگاه باشید قسم به خداوند كه دابة الارض انسان است (1)

این واژه، متخذ از آیه و اذا وقع القول علیهم اخرجنا لهم دابة من الارض(2) می باشد.

این آیه وسه آیه بعد از آن از واقعه هولناكى كه در آینده به وقوع می پیوندد خبر می دهند.

معنى ظاهر آیه این است: هنگامی كه مردم مستوجب عذاب شدند و دوران مهلت پایان پذیرفت جانورى جنبنده ای رااز زمین بیرون می آوریم كه با آن ها سخن می گوید كه مردم به آیات ما یقین نمی آورند مشهور میان شراح حدیث و اغلب مفسران، این است كه دابة الارض از علامات قیامت است، یا نخستین علامت است كه كوه صفا منشق می شوددر اخبار شیعه، مكرر آمده كه دابة الارض از نشانه هاى قیامت است وامیر المومنین على (ع) است

در بیشتركتب حدیث اهل سنت آمده كه دابة الارض، همان صاحب عصا و میسم آلت شانگذار است منظور از عصاعصاى حضرت موسى (ع)است كه در دست آن حضرت خواهد بود

میسم به معناى چیزى است كه به وسیله آن بر پیشانى چارپایان داغ می زنند ونشان دار می كنند، چنان كه در آخرت، امیر مؤمنان قسیم الجنة و النار هستند،در رجعت نیز دوست و دشمن را از یكدیگر جدا می كنند وبر روى بینى دشمنان مهر باطله می زنند. (3)

در حدیثى آمده كه در روز سوم ورود حضرت مهدى (ع) به بیت المقدس، دابة الارض خارج می شود (4)

از نظر روایات اهلبیت عصمت وطهارت هیچ تردیدى نیست كه منظور از دابة الارض رجعت وجود مقدس حضرت على بن ابى طالب (ع) می باشد كه احادیث فراوانى در این زمینه به دست ما رسیده است كه به برخى از آن ها اشاره می كنیم: امام باقر(ع) از حضرت على نقل می كنند كه فرمود: من تقسیم كننده بهشت و دوزخم، كسى وارد آن ها نمی شود جز بر اساس تقسیم من. من فاروق اکبر من پیشواى آیندگانم. من گزارشگرگذشتگانم. جز رسول اکرم(ص) كسى بر من پیشى نمی گیرد.او ومن دریك صراط مستقیم، جز اینكه این صراط به نام اوست.

به من شش فضیلت داده شد: ا. علم منایا وبلایا ووصایا به من داده شد 20. سخن فصل جدا كننده حق وباطل به من عطا شد. 3. من صاحب رجعت ها هستم.4. فرمانروائى كل به من عطا شده 50. من صاحب عصا ومیسم هستم 60. من دابة الارض هستم كه با مردم سخن خواهم گفت (5)

امام صادق (ع) می فرماید: روزى رسول اكرم (ع) وارد مسجد شدند و مشاهده كردند كه امیر مؤمنان (ع) شن هاى مسجد را زیر سرش بالش كرده و خوابیده است.

با پاى مبارك شان او را حركت دادند و فرمودند: "اى دابة الارض برخیز یكى از اصحاب گفت: اى رسول گرامی آیا ما همدیگر را با این نام بخوانیم فرمود: نه، به خدا سوگند كه این نام به او اختصاص دارد. او همان دابة الارض است كه خداى تبارك وتعالى دركتابش فرموده: "چون سخن بر آن ها فرود آید جنبنده اى را از زمین بیرون می آوریم وبراى مردم سخن می گوید كه مردم به آیات ما باور نمی كردند. سپس خطاب به على (ع) فرمود اى علی چون آخر الزمان فرا رسد خداوند تو را در زیباترین صورتى ظاهر می سازد ودر دست تو میسمی آهنى هست كه دشمنانت را با آن علامت می گذارى (6 )(

رسول اكرم (ص) در وصف "دابة الارض فرمود: "تیز پائى به او نمی رسد، فراركننده اى از او فوت نمی شود. مؤمن را نشان مؤمن، وكافر را نشان كافر می زند. عصاى حضرت موسى وانگشتر حضرت سلیمان با اوست .(7)

امام صادق (ع) از رسول اكرم (ص) نقل می كند كه در شب معراج گفته شد: "اى محمد! على اول است، زیرا او نخستین امامی است كه پیمان مرا پذیرفته است على آخر است، زیرا اوآخرین امامی است كه روحش را قبض می كنم. او همان دابة است كه با مردم سخن می گوید(8)

رسول اكرم (ع) در ضمن حدیث مفضلى می فرماید كه دابة الارض " سه بار ظاهر می شود

و هر سه را بیان می فرماید. (9)

از محضر امیر مؤمنان در مورد "دابة الارض " پرسیدند، فرمود به خدا سوگند، آن جنبنده ای نیست كه دم داشته باشد، بلكه جنبنده اى است كه ریش دارد"(10)

امیر مؤمنان در ضمن خطبه مفصلى كه در مورد "دجال" ایراد فرموده است، بعد از شرح كشته شدن دجال می فرماید" پس از آن طامه كبرى است اصحاب پرسیدند: "طامه كبرى " چیست؟ فرمود" "خروج دابة الارض است كه در نزدیكى صفا ظاهر می شود0 انگشتر حضرت سلیمان وعصاى حضرت موسی در دست اوست... هنگامی كه سرش را بلند می كند همه كسانى كه در میان مشرق ومغرب هستند به قدرت الهى او را می بینند. و آن پس از طلوع خورشید از مغرب است كه در آن هنگام درِ توبه بسته می شود.

از بررسى روایات اهل سنت استفاده می شود كه از نظر آن ها نیز،روایات بسیار مشابه روایات شیعه است، جز این كه به رجعت وبه نام مقدس حضرت على (ع) تصریح نكرده اند، ولى غالب نشانه ها یكى است.

اینك فهرست نشانه ها یکی كه در احادیث اهل سنت در مورد "دابة الارض " آمده است: 1. براى دابة الارض سه خروج است (11) اولین نشانه، طلوع خورشید از مغرب است و خروج دابةالارض (12) خروج دابة الارض از مسجد الحرام است. (13) خروج دابة الارض از نزدیكى صفا است. (14)انگشتر حضرت سلیمان وعصاى حضرت موسى در دست اوست 0 (15)

سه بار بانگ برمی آورد وهمه مردم مشرق ومغرب آن را می شنوند (16)

چون دابة الارض خارج شد در توبه بسته می شود. (17)

دابة الارض مؤمن وكافر را نشان می گذارد كه براى همه شناخته می شوند. (18)

طلوع خورشید از مغرب ملازم خروج دابة الارض است، هركدام از آن دو جلوتر واقع شود، آن دیگرى به دنبال آن واقع می شود 0

خروج دابة الارض یكى از اشراط ساعة دهگانه اى است كه بیش از قیامت بدون تردید تحفق خواهند یافت.

از بررسى احادیث، به این نتیجه می رسیم كه روایات اهل سنت در مورد "دابة الارض (ع) دقیقا با روایات شیعه منطبق است .

جز این كه تصریح نكرده اند كه منظور از آن مولاى متقیان امیر مؤمنان (ع) می با شد.(19)

   ا. نجم الثاقب باب دوم.

2. سوره نمل 82.

3. معارف ومعاریف ج 5 ص 315.

4. بحار الانوار ج 53 ص 127.

05 تفسیر بر هان ج 3، ص 209نور الثقلین ج 4، ص 97 تفسیرصافى ج 4، ص 75.

6. بحارالانوار ج 39 ص 243 تفسیرقمی ص 479 ثفسبر صافی ج 4، ص 674 نورالثقلین، ج 4، ص 98 نفسیر برهان ج 3، ص 209.

7. بحا والا نوار ج6 ص 300 جمع البیان، ج 7 ص 234 نورالثقلین ، ج 4، ص 98 تفسیر صافی ج 4 ص 75.

8. بحار الانوار , ج 40 , ص 38 و بصائر الدرجات , ص 150.

9. نورالثقلین، ج 4، ص 99 مبمع البیان، ج 7، ص 234 و بحار الانوار ] ج 6 , ص 300.

10. تفسیرتبیان، ج 8, ص 119 و نور الثقلین , ج 4 ص 98.

11. بحار الانوار , ج 52 , ص 194 ؛ تفسیر صافی , ج 4 , ص 75 و کمال الدین , ج 2 ص 527.

12. تفسیركشاف ج 3 ص 374عقدالدرر313و تفسیرالدر المنثور, ج5 ص 116.

13.عقد الدرر , ص 313 و سنن ابن ماجه , ج 2 , ص 1353.

14. مستدرک حاکم , ج 4 , ص 484 ؛ عقد الدرر , ص 314 و کشاف , ج 3 ص 384.

15. الدر المنثور, ج 5 , ص 115 ؛ عقد الدرر , ص 315 و کشاف , ج 3 , ص 384.

16. کشاف , ج 5 , ص 384؛ الدر المنثور , ج 5 ص 116 ؛ عقد الدرر , ص 316 و سنن ترمذی , ج 5 , ص 340.

17. عقد الدرر, ص 315 و الدر المنثور , چ 5 , ص 117.

18. کنز العمال , ج 14 , ص 258 ؛ صحیح مسلم, ج 1ص 138 و عقد الدرر, 322.

19. رجعت محمد خادمی شیرازى، ص65.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 دی 1392    | توسط: مهدی ابراهیمی نژاد    |    |
نظرات()