شباهت امام زمان(عج) به پیامبران (قسمت دوم)

شباهت به ادریس

  ادریس‏علیه السلام جدّ پدر نوح‏علیه السلام است كه نامش اخنوخ بوده، خداوند او را به جایگاه بلندى بالا برد؛ گفته مى‏شود: به آسمان چهارم بالا رفت. و گفته مى‏شود كه به آسمان ششم برده شد. در مجمع البیان از مجاهد نقل كرده كه گفت: ادریس به آسمان بالا برده شد، همان‏گونه كه عیسى به آسمان برده شد، و او زنده است و نمرده. و دیگران گفته‏اند: بین آسمان چهارم و پنجم قبض روح شده است. این معنى از امام باقرعلیه السلام نیز روایت شده است. (مجمع البیان: 519/6)قائم‏علیه السلام را نیز خداوند به جایگاه والایى به آسمان برد
ادریس‏علیه السلام را خداوند بر بال فرشته‏اى نشانید كه در فضاى آسمان او را به پرواز درآورد، چنان‏كه على بن ابراهیم قمى از پدرش از محمد بن ابى عمیر از كسى كه براى او حدیث گفته بود، نقل كرده كه گفت: امام ابوعبد اللَّه صادق‏علیه السلام فرمود: خداوند تبارك و تعالى بر فرشته‏اى از فرشتگان غضب كرد و بال‏هایش را بُرید، و او را در یكى از جزیره‏هاى دریا افكند؛ پس زمانى طولانى - كه خدا مى‏داند - در آن دریا ماند. و چون خداوند ادریس را به رسالت برانگیخت، آن فرشته نزد وى آمد و گفت: اى پیغمبر خدا! دعا كن خداوند از من راضى شود و بال‏هایم را برگرداند. ادریس فرمود: آرى، (چنین خواهم كرد )آن‏گاه از پروردگار درخواست نمود، و خداوند بال‏هاى آن فرشته را بازگرداند و از او راضى شد، سپس آن فرشته به ادریس گفت: آیا حاجتى دارى؟ فرمود: آرى! دوست دارم مرا به آسمان بالا ببرى تا به ملك الموت نگاه كنم، چون با یاد او زندگى ندارم. پس فرشته او را برگرفت و بر بال‏هاى خود به آسمان‏ها برد تا به آسمان چهارم رسید كه ناگهان دید ملك الموت سر خود را از روى تعجب حركت مى‏دهد. ادریس بر ملك الموت سلام كرد و به او گفت: چرا سرت را تكان مى‏دهى؟ گفت: چون خداوند به من امر فرمود كه تو را بین آسمان چهارم و پنجم قبض روح كنم. گفتم: پروردگارا! چگونه این كار را انجام دهم و حال آن‏كه غلظت آسمان چهارم به مقدار پانصد سال راه است و از آسمان چهارم تا آسمان سوم مقدار پانصد سال راه است و غلظت آسمان سوم نیز پانصد سال است، و هر آسمان از مابین آن به همین ترتیب است، این چگونه شدنى است؟ سپس او را بین آسمان چهارم و پنجم قبض روح نمود. و همین است كه خداوند مى‏فرماید: »وَرَفَعْناهُ مَكاناً عَلِیّاً«؛ و ما او را به جایگاه بلندى رسانیدم. و بدین جهت او را ادریس نامیدند كه كتاب‏هاى بسیار درس مى‏گفت. (تفسیر القمى: 51/2) و گفته مى‏شود كه او در بهشت زنده است، و این قول مروى از ابن عباس است
قائم‏علیه السلام را هم روح القدس بر بال خود گرفت و به آسمان‏ها برد. در حدیثى كه در كتاب كمال الدین از حكیمه نقل شده، در باب میلاد حضرت قائم‏علیه السلام آمده است: پس امام حسن عسكرى‏علیه السلام فرزندش را گرفت، در حالى كه كبوترها بالاى سرش پرواز مى‏كردند، آن‏گاه امام به یكى از كبوترها بانگ زد كه: او را بردار و حفظ كن و هر چهل روز به ما برگردان. آن كبوتر او را برگرفت و به سوى آسمان پرواز كرد؛ بقیه كبوترها نیز پیروى كردند. آن‏گاه شنیدم كه حضرت ابومحمد (امام عسكرى‏علیه السلام( مى‏فرمود: تو را به كسى مى‏سپارم كه مادر موسى فرزنش را به او سپرد. نرجس گریه كرد، آن حضرت به او فرمود: آرام باشد كه شیر جز از پستان‏هاى تو بر او حرام است و به زودى به تو باز خواهد گشت، چنان‏كه موسى به مادرش بازگردانده شد. خداى - عزّوجلّ - مى‏فرماید: »فَرَدَدْناهُ إِلى أُمِّهِ كَیْ تَقَرَّ عَیْنُها وَلا تَحْزَنَ«؛ (سوره قصص، آیه 13) سرانجام ما او را به مادرش بازگرداندیم تا دیده‏اش روشنى یابد، و غمگین نشود. حكیمه گوید: عرض كردم: این پرنده چیست؟ فرمود: این روح القدس است كه موكّل به امامان است. آن‏ها را تسدید و توفیق مى‏دهد و به علم تربیت مى‏كند.... (كمال الدین: 428/2)
ادریس‏علیه السلام از قومش غایب شد، هنگامى كه مى‏خواستند او را بكشند - چنان‏كه در حدیثى از حضرت باقرعلیه السلام آمده است - . قائم‏علیه السلام نیز همین‏طور، هنگامى كه دشمنان مى‏خواستند آن حضرت را بكشند، غایب شد.
غیبت ادریس‏علیه السلام به طول انجامید به حدّى كه شیعیان و پیروان او در سختى و شدّت و فشار واقع شدند. قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف - نیز غیبتش طولانى است تا جایى كه شیعیانش به منت‏هاى سختى و فشار و مشقّت واقع شوند. در بحار از پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله روایت شده كه فرمود: پیوسته وضع شما چنین خواهد بود تا این‏كه در میان فتنه و جور، كسى متولّد شود كه مردم او را نشناسند. آن‏گاه زمین به حدّى از ظلم و ستم پر شود كه هیچ كس نتواند »اللَّه« بگوید (و نام حقّ ببرد )سپس خداوند - عزّوجلّ - مردى از من و از عترت من برانگیزد كه او زمین را پر از عدل سازد، هم‏چنان كه قبل از او آن را پر از ظلم و ستم كرده باشند. (بحار الانوار: 68/51)
و از امیر المؤمنین‏علیه السلام مروى است كه فرمود: البته زمین پر از ظلم و جور مى‏شود، تا جایى كه كسى - جز مخفیانه - اللَّه نگوید. سپس خداوند قومى صالح را مى‏آورد كه آن را پر از قسط و عدل نمایند، چنان‏كه پر شده است از ظلم و جور.
وقتى غیبت ادریس‏علیه السلام به طول انجامید، مردم بر توبه اتفاق كردند و به سوى خدا بازگشتند؛ خداوند متعال هم او را ظاهر ساخت و شدّت و بدى را از آنان دور كرد. قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف - نیز همین طور است كه اگر مردم بر توبه اتّفاق كنند و تصمیم قطعى بر یارى‏اش داشته باشند، خداى تعالى او را ظاهر خواهد ساخت - كه ان شاء اللَّه در بخش هشتم مطالبى در این باره خواهد آمد
هنگامى كه ادریس‏علیه السلام ظهور كرد، پادشاه ستمگر و مردم براى او تسلیم شدند. قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف - نیز چنین است: هرگاه ظاهر شود، پادشاهان و امراى جبّار و مردم عالم به آن حضرت مى‏گروند و سر فرود مى‏آورند. اگر بخواهید بیش از این بر احوال ادریس اطلاع یابید به كتاب‏هاى مفصلى مانند كمال الدین و بحار و حیات القلوب مراجعه كنید، ما اگر بیش از این در این باره مطالبى ذكر كنیم از منظور اصلى‏مان مى‏مانیم، لذا به همین مقدار اكتفا مى‏كنیم، امید آن‏كه خداوند ما را با اولیاى خود محشور گرداند.

 

شباهت به آدم 

 خداوند آدم را خلیفه خود در تمام زمین قرار داد و او را وارث آن ساخت و چنین فرمود: إِنِّی جاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً؛ (1) همانا من در زمین جانشینى قرار مى‏دهم. و خداوند حضرت حجّت‏علیه السلام را نیز وارث زمین، و خلیفه خود در زمین قرار خواهد داد، چنان‏كه از حضرت ابى عبد اللَّه صادق‏علیه السلام مروى است كه در تفسیر آیه: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَرْضِ؛ (2). خداوند به كسانى از شما كه ایمان آورده‏اند و كارهاى شایسته انجام داده‏اند وعده داده كه آنان را در زمین خلافت بخشد. فرمود: او قائم و اصحابش مى‏باشند و هنگام ظهورش در مكّه در حالى كه دست بر صورت مى‏كشد، مى‏گوید: اَلْحَمْدُ للَّهِِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الأَرْضَ...؛ (3) سپاس خداوندى كه وعده‏اش را درباره ما راست گردانید و زمین را به میراث ما درآورد. (4)
و در حدیث مفضّل آمده كه: خروج مى‏كند در حالى كه ابرى بالاى سرش سایه افكنده و در آن منادى ندا مى‏كند: این مهدى خلیفه خدا است، از او پیروى كنید.
گریه آدم‏علیه السلام: از پیامبرصلى الله علیه وآله آمده كه فرموده: آدم‏علیه السلام آن‏قدر بر فراق بهشت گریست تا این‏كه اشك از دو گونه‏اش مانند آبراه جارى شد. (5) از امام صادق‏علیه السلام نیز همین معنى روایت شده است. (6)
حضرت قائم‏علیه السلام نیز - مانند آدم - گریه بسیار دارد، چنان‏كه در زیارت ناحیه از آن حضرت است كه - خطاب به جدّش حسین‏علیه السلام - مى‏گوید: شب و روز برایت ندبه مى‏كنم و به جاى اشك بر تو خون مى‏گریم
درباره آدم‏علیه السلام آیه نازل شده كه: خداوند تمام اسم‏ها را به آدم تعلیم فرمود. (7). وامّا قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف -: خداوند آنچه به آدم آموخت به او نیز آموخته و اضافه بر آن هم مطالب دیگرى آموخته است، چه این‏كه آدم بیست و پنج حرف از اسم اعظم را آموخته بود - چنان‏كه در حدیث آمده - و پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله هفتاد و دو حرف از آن را آموخت، و تمام امورى كه خداوند متعال به پیامبرش داده، به اوصیاى آن حضرت نیز داده شده تا به مولاى ما حضرت قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف
و در خبر صحیحى ثقة الاسلام كلینى از حضرت امام صادق‏علیه السلام مروى است كه فرمود: آن علمى كه بر آدم‏علیه السلام نازل شد دیگر برداشته نشد، و هیچ عالمى نمرده مگر این‏كه علمش را به ارث گذاشته است، زمین بدون عالم باقى نمى‏ماند. (8)
آدم‏علیه السلام زمین را با عبادت خدا زنده كرد، پس از آن‏كه جنّیان با كفر و طغیانشان آن را میرانده بودند. قائم‏علیه السلام نیز زمین را با دین خدا و عبادت و عدالت و برپایى حدودش زنده خواهد كرد، بعد از مردن آن به كفر و معصیت اهل زمین
در بحار از حضرت ابوجعفر باقرعلیه السلام درباره آیه: یُحْیِی الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها؛ (9). زمین را پس از مرگ آن زنده مى‏سازد
آمده كه فرمود: خداوند - عزّوجلّ - به وسیله قائم‏علیه السلام زمین را بعد از مرگش زنده گرداند ومنظور از مرگ آن، كفر اهل آن مى‏باشد كه كافر در حقیقت مرده است. (10)
و در وسائل درباره آیه: یُحْیِی الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها آمده كه حضرت ابوابراهیم موسى بن جعفرعلیهما السلام فرمود: به وسیله باران احیا نمى‏كند، بلكه خداوند مردانى برمى‏انگیزد كه عدالت را زنده مى‏كنند، و زمین به خاطر احیاى عدالت، زنده مى‏شود، و به درستى كه اگر یك حدّ در زمین برپا شود، سودمندتر از چهل روز باران است. (11)
و در همان كتاب از پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله منقول است كه فرمود: یك ساعت امام عادل بهتر است از عبادت هفتاد سال، و یك حدّ كه براى خدا در زمین برپا شود سودمندتر است از چهل روز باران
با این همه تا كى و تا چند، آدم و قائم را با هم مقایسه كنم در حالى كه آدم به خاطر قائم خلق شد.
إِنَّ الَّذِی‏ خَلَقَ المَكارِمَ حازَها** فِی صُلْبِ آدَمَ لِلإِمامِ الق‏آئِمِ
آن‏كه مكارم اخلاق را آفرید همه را در صلب آدم قرار داد براى امام قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف

   1 ـ سوره بقره، آیه 30
2 ـ سوره نور، آیه 55
3 ـ سوره زمر، آیه 74
4 ـ تفسیر البرهان: 146/3
5 ـ بحار الانوار: 204/11
6 ـ بحار الانوار: 320/101
7 ـ سوره بقره، آیه 31
8 ـ كافى: 223/1
9 ـ سوره روم، آیه 19
10 ـ بحار الانوار: 54/ 51
11 ـ وسائل الشیعه: 308/18

شباهت به اسحاق 

 اسحاق‏علیه السلام؛ خداوند تعالى - پس از آن‏كه ساره از بچه‏دار شدن مأیوس شده بود - ولادت او را بشارت داد. خداى - عزّوجلّ - چنین فرموده: وَامْرَأَتُهُ قائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْناها بِإِسْحقَ وَمِنْ وَراءِ إِسْحقَ یَعْقُوبَ، قالَتْ یا وَیْلَتى أَ أَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهذا بَعْلِی شَیْخاً إِنَّ هذا لَشَیْ‏ءٌ عَجِیبٌ؛ (1) زنش در حالى كه ایستاده بود (از خوشحالى )بخندید، پس او را به اسحاق و بعد از او به یعقوب بشارت دادیم. (سارا) گفت: آیا مى‏شود من بزایم در حالى كه پیرزنى هستم و این شوهرم پیرمردى است! همانا این چیز شگفتى است
قائم‏علیه السلام نیز بعد از آن‏كه مردم از ولادت او مأیوس شدند، ولادتش بشارت داده شده، چنان‏كه در خرایج از عیسى بن صبیح (یا مسیح) روایت شده كه گفت: امام حسن عسكرى‏علیه السلام با ما وارد زندان شد، من در حقّ او معرفت داشتم، به من فرمود: تو شصت و پنج سال و یك ماه و دو روز عمر دارى. كتاب دعایى همراه من بود كه در آن تاریخ ولادتم نوشته شده بود، وقتى به آن نگریستم دیدم همان طور است كه آن حضرت فرمود، سپس فرمود: آیا اولاد دارى؟ عرض كردم: نه. دست به دعا برداشت كه: خدایا! فرزندى به او روزى كن تا بازوى او باشد كه فرزند چه خوب بازویى است. سپس به این بیت از شعر متمثّل شد و گفت:
مَنْ كانَ ذا عَضُدٍ یَدْرِكُ ظُلامَتَهُ** إِنَّ الدَّلِیلَ الَّذِی لَیْسَتْ لَهُ عَضُدٌ
هر كه بازویى داشته باشد حقوق پایمال شده خود را به دست مى‏آورد، ذلیل آن است كه بازویى نداشته باشد
به آن حضرت عرض كردم: آیا شما فرزند دارى؟ فرمود: آرى، به خدا سوگند! براى من فرزندى خواهد بود كه زمین را از قسط و عدل پر مى‏كند، امّا الان فرزندى ندارم، سپس باز (به این اشعار( متمثّل شد)، فرمود:
لَعَلَّكَ یَوْماً أَنْ تَرانِی كَأَنَّما** بَنى حَوالِیَ الأَسْوَدِ اللَّوابِدِ
فَإِنَّ تَمِیماً قَبْلَ أَنْ یَلِدَ الحِصى** أَقامَ زَماناً وَهْوَ فِی النّاسِ واحِدٌ
شاید كه روزى فرا رسد تو ببینى كه فرزندانم همچون شیرانى پیرامونم هستند
پس به راستى كه تمیم، پیش از آن‏كه فرزندان زیادى را به دنیا آورد روزگارى دراز در میان مردم تنها بود. (2)

1 ـ سوره هود، آیه 71 و 72
2 ـ الخرایج: 72



--------------------------------------------------

منبع: مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 دی 1392    | توسط: مهدی ابراهیمی نژاد    | فهرست موضوعی: مطالب روز،     |
نظرات()